یادداشت های یک طلبه

وبلاگ حجه الاسلام خدادادنژاد

درسی, دسته‌بندی نشده

شرح نمط رابع شرح اشارات و تنبیهات

۲۷ مرداد ۱۳۹۴ | توسط خدادادنژاد | دسته درسی, دسته‌بندی نشده

بسم الله الرحن الرحیم

کتاب اشارت و تنبیهات نوشته شیخ الرئیس ابوعلی سینا از مهمترین منابع حکمت مشاء محسوب می شود. اولین شرح بر این کتاب توسط فخر رازی نوشته شده است که بیشتر نقد آرای شیخ الرئیس است. بعد از او جناب خواجه نصیر الدین طوسی شرحی بر اشارات می نویسد و به دفاع از آراء شیخ می پردازد. بسیاری از مطالب خواجه ناظر بر شرح فخر رازی است. خواجه طوسی در کمال ادب در بین کلام هرگاه می خواهد مطالب فخر رازی را نقد کند از او با عنوان «فاضل شارح» یاد می کند.

متن زیر قسمت اول شرح اشارات و تنبیهات خواجه طوسی است بهمراه تقریرات اینجانب از درس متون مشاء موسسه امیرالمومنین رشته فلسفه اسلامی که توسط استاد گرامی حجت الاسلام و المسلمین سیدناصر هاشمی فخر ارائه گردیده است.

فایل pdf این نوشته از اینجا قابل دانلود است.

متنی که به رنگ قرمز مشخص شده است کلمات شیخ الرئیس است و متن سیاه رنگ شرح خواجه نصیرالدین طوسی است و پاورقی های آبی رنگ نیز تقریرات اینجانب است. امید است مورد استفاده علاقه مندان به حکمت اسلامی قرار بگیرد.

(بیشتر…)

مَا کلُّ ما یَتَمَنّى المَرْءُ یُدْرِکُهُ

۱۵ مرداد ۱۳۹۴ | توسط خدادادنژاد | دسته دسته‌بندی نشده

احمد بن حسین مُتَنَبّی شاعر و ادیب مدیحه‌سرا و نامدار شیعه مذهب عرب در قرن چهارم هـ ق، در دوران خلافت عباسی بود.

در زبان فارسی، سعدی به اشعار وی نظر دارد. الوساطه بین المتنبی و خصومه یکی از کتاب‌های مشهوری است که درباره اش نوشته شده. ابوالعلا معری بسیار به متنبی عقیده داشت و او را بزرگترین شاعر جهان می‌دانست و کتاب:”معجز احمد” معری دربارهٔ متنبی است.

متنبی علاوه بر شاعری یک فیلسوف بود و در عهد فارابی می‌زیست. اشعار حکیمانه وی که ضرب المثل شده‌اند قابل مقایسه با قطعات حکیمانه سعدی است.

از او اشعار زیبایی به جای مانده. بیت زیر از یکی از زیباترین قصیده های اوست که در زبان عربی تبدیل به یک ضرب المثل شده است.

چند وقت پیش خدمت یکی از آشنایان قدیمی و عارف مسلک بودم. از بیماری سرطان رنج می برد و دکترها هم جوابش کرده اند. این بیت را برایم خواند. بسیار قابل تامل است:

مَا کلُّ ما یَتَمَنّى المَرْءُ یُدْرِکُهُ
تجرِی الرّیاحُ بمَا لا تَشتَهی السّفُنُ

ترجمه:

اینگونه نیست که انسان به همه آرزوهایش برسد.

بادها گاهی برخلاف میل کشتی می وزند.

وحدت وجود

۱۵ مرداد ۱۳۹۴ | توسط خدادادنژاد | دسته معارف

این شعر از اشعار عرفانی است که بابیان تمثیلی وحدت وجود را بیان می کند…

رَقّ الزُّجاجُ وَرَقَّت الخَمرُ                        فَتشابَها فَتَشاکل الأَمرُ

فَکَأَنَّها خَمرٌ وَلا قَدح                             وَکَأَنَّها قَدحٌ وَلا خَمرُ

—————————————————————————————————————

ترجمه:

از صفای   می و لطافت جام                    در هم آمیخت رنگ جام و مدام
همه جام است نیست گویی می              یا مدام است نیست گویی جام

بمناسبت ۱۵ مرداد سالگرد حمله اتمی به هیروشیما

۱۵ مرداد ۱۳۹۴ | توسط خدادادنژاد | دسته سیاسی, کشکول

بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی دو عملیات اتمی بودند که در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا، علیه امپراتوری ژاپن انجام گرفتند. در این دو عملیات، دو بمب اتمی به فاصله ۳ روز بر روی شهرهای هیروشیما و ناگازاکی انداخته شد که باعث ویرانی و کشتار گسترده شهروندان این دو شهر گردید. حدود ۲۲۰٬۰۰۰ نفر در اثر این دو بمباران اتمی جان باختند که بیشتر آنان را شهروندان غیرنظامی تشکیل می‌دادند. بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بلافاصله هنگام بمباران کشته شدند و بقیه تا پایان سال ۱۹۴۵ بر اثر اثرات مخرب تشعشعات رادیواکتیو جان خود را از دست دادند.

زندگی خلبانی که مردم هیروشیما را قتل عام کرد

نخستین حمله اتمی در جهان به نام آمریکا ثبت شد. این حمله را خلبانی هدایت کرد که برای چنین اقدامی مدال گرفت و تا پایان عمر هم از کرده خود پشیمان نشد.

حمله اتمی به هیروشیما نخستین حمله اتمی در جهان بود. در سال ۱۹۴۵ «پاول تیبت» با بمب اتمی موسوم به «پسر کوچک» این شهر را نابود کرد. وی نه تنها هرگز ابراز پشیمانی نکرد بلکه برای چنین اقدامی مدال گرفت.

ماجرا از یکشنبه آفتابی ۶ آگوست ۱۹۴۵ شروع شد وقتی که مردم شهر هیروشیما متوجه حضور بمب‌افکنی در آسمان شهرشان شدند. ناگهان زمین با بمبی لرزید و سپس دود فراوانی به هوا برخواست که شبیه قارچ سفید بزرگی بود. مردم هیروشیما این صحنه‌ها را در شرایطی می‌دیدند که تیبت با جنگنده مدل (B-29) موسوم به (Enola Gay) در مسیر بازگشت بود.

هرگز یک شب هم بی‌خواب نشدم

تیبت نهم اکتبر ۱۹۷۶ در برابر ۱۸ هزار تماشاگر درباره آن روز صحبت کرد.البته ژاپنی‌ها از این اقدام با خوشحالی یاد نکردند.

شهردار هیروشیما در نامه‌ای، برای تیبت نوشت: «نمایشی از بمباران اتمی، توهینی برای شمار نامعلوم کشته‌شدگان و افرادی است که همچنان با اثرات این حمله دست به گریبان هستند.» شاید به همین دلیل بود که «جرالد فورد» رئیس جمهور وقت آمریکا از دولت ژاپن عذرخواهی کرد. با این حال تیبت گفت: « هرگز به این دلیل که بمباران اتمی را رهبری کردم ، بی‌خواب نشدم.»

باید گفت که پرواز، تیبت را مانند یک کودک به وجد می‌آورد. این چیزی بود که پدر وی با آن موافق نبود.پاول جوان پیش از خلبانی پزشکی می‌خواند اما در سال ۱۹۳۷ تصمیم‌ گرفت که به ارتش بپیوندد. تیبت در طول جنگ جهانی دوم با استفاده از جنگنده (B-17) ده‌ها بار کارخانه‌های آلمانی و فرانسوی را بمباران کرد و به زودی توانست درجه سرهنگ دوم را به دست آورد.

تیبت در میانه تصویر در حالی که پیپ مشهورش را بر لب دارد

خلبان بلندپرواز آمریکایی ماموریت‌های متعددی را سپری کرد تا  اینکه اواخر تابستان ۱۹۴۴، ژنرال «اوزال اینت» فرمانده نیروی هوایی با وی تماس گرفت و درباره عملیاتی که قرار بود برای نخستین بار در آن از بمب اتم استفاده شود، با وی صحبت کرد.اینت در بخشی از توضیحاتی که درباره ماموریت تیبت به وی داد گفت: «اگر موفق شوی، قهرمان می‌شوی اما اگر شکست بخوری، زندانی خواهی شد.» با همه اینها تیبت همچنان انگیزه‌ داشت که به نیومکزیکو برود و با «رابرت اوپنهایمر» دانشمندی که بر روی بمب اتمی کار می‌کرد دیدار کند و درباره قدرت نابودکنندگی بمب اتم اطلاعاتی به دست آورد. از این به بعد وی تمرین‌هایی را با افرادی که زیر دست او بودند آغاز کرد.

تینیان پایگاه جزیره‌ای آمریکا در اقیانوس آرام محلی بود که تیبت مهمترین ماموریت زندگی خود را در ساعت ۲:۴۵ دقیقه صبح آغاز کرد تا بمبی به وزن ۴٫۵ تن را که به آن پسر کوچک می گفتند بر سر مردم هیروشیما بریزد. هر کدام از نیروهای همراه وی با خود اشیایی را به هواپیما آوردند که گمان می کردند برایشان شانس می‌آورد و تیبت هم پیپی را با خود آورد در این مرحله برای دیگر افراد مشخص شد که مقصد این ماموریت هیروشیما و استفاده از بمب اتم است.

 «انولاگی» نام مادر تیبت که وی این نام را روی هواپیمای خود گذاشته بود

سرانجام تیبت و همکارانش ساعت ۸:۱۵ صبح به وقت ژاپن بمب پسر کوچک را در هیروشیما رها کردند. با انفجار این بمب، قارچی بزرگ در هوا بزرگ و بزرگ تر می‌شد در یک چشم به هم زدن ده ها هزار نفر کشته شدند و کمی بعد تیبت با غرور اعلام کرد: « بچه‌ها! شما اولین کسانی بودید که اولین بمب اتم را انداختید.»

البته همه افراد احساسی مانند تیبت نداشتند. «رابرت اچ.شومارد» مکانیک پرواز بعدها گفت: «در این ابر هیچ هیچ غیر از مرگ وجود نداشت.» همچنین «رابرت ای لوئیز» کمک خلبان هم در سفرنامه خود نوشت: «خدای من! ما چه کار کردیم؟»

 چند ساعت بعد انولاگی بار دیگر در تینیان فرود آمد و در شرایطی که آمریکایی‌ها پیروزی بزرگی را جشن می‌گرفتند،  حس«یوشیتو ماتسوشیگه» عکاس ژاپنی قابل توجه است وی گفت که جاری شدن اشک به او اجازه نداد تا بتواند آنطور که می‌خواهد عکاسی کند.

کشتاری که تشویق شد

پل تیبت ۹۲ سال عمر کرد و برای بمبارانی که به مرگ ده‌ها هزار غیر نظامی منجر شد، هرگز ابراز پشیمانی نکرد. وی برای انجام این عملیات مدال دریافت کرد؛ دومین مدال ارزشمند ارتش آمریکا.

و در مقابل همه انتقادها در زمینه عملکردش گفت که این اقدام زندگی شماری را نجات داده است چرا که اگر آمریکا ژاپن را اشغال می‌کرد، در هر ۲ طرف باید قربانیان بیشتری می‌دادند.

تیبت در سال ۱۹۸۱ با یکی از بازماندگان حمله اتمی به هیروشیما دیدار کرد

 و وقتی از وی پرسیدند که از این اقدام که مرگ بیش از ۱۴۰ هزار زن، مرد و کودک را به دنبال داشت پشیمان است؟ گفت: « نه به جهنم!»

منبع: فارس

هرچه هست تویی

۲۷ خرداد ۱۳۹۴ | توسط خدادادنژاد | دسته دسته‌بندی نشده

دانلود صوت ۸۰۴kb

خدایا! ما بندگان ضعیف هستیم، ما بندگانی هستیم که هیچ نداریم، ما هیچیم و هرچه هست تویی. ما اگر چنانچه خلاف می‌کنیم نادانیم، تو بر ما ببخش. تو ما را به این ماه مبارک رمضان وارد کن به طوری که با رضای تو وارد بشویم در او. خدایا! تو ما را لیاقت بده که در این مهمانی که از ما کردی به‌طور شایسته وارد بشویم. خدایا! این ایران که از همه اطراف به او هجوم شده است، برای اسلام، این ایران را تو تقویت کن.
بیانات حضرت امام خمینی رحمه‌الله در دیدار نمایندگان مجلس – ۹ خرداد ۱۳۶۳

پیام رهبر انقلاب در پی تشییع پیکر مطهر شهدا با حضور حماسی مردم تهران

۲۷ خرداد ۱۳۹۴ | توسط خدادادنژاد | دسته مقام معظم رهبری

در پی تشییع باشکوه و غیرتمندانه‌ی پیکر مطهر ۲۷۰ شهید دوران دفاع مقدس با حضور پرشکوه و حماسی مردم تهران، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تقدیر و سپاس صادر کردند.

متن پیام رهبر انقلاب به شرح زیر است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
صلوات و سلام خدا بر شهیدان عزیز که مشعل توحید را با ایثار خود بر فراز میهن اسلامی برافروختند و صلوات و تحیات خدا بر شهیدان مظلوم غواص که با ظهور و حضور خود این فروغ خاموش‌نشدنی را مدد رساندند و پرچم یادهای عزیز و گرانبها و ذخیره‌های معنوی ملت را با شکوهی هر چه تمام‌تر در کشور برافراشتند.
سلام بر دستهای بسته و پیکرهای ستم‌دیده‌ی شما و سلام بر ارواح طیبه و به رضوان الهی، بال گشوده‌ی شما. سلام بر شما که بار دیگر فضای زندگی را معطّر و جان زندگان را سیراب کردید. و سپاس بی‌پایان پروردگار حکیم و مهربان را که در لحظه‌های نیاز این ملّت خداجوی و خداباور، بشارتهای تردید‌ناپذیر را بر دلهای بیدار نازل می‌فرماید و غبارها را می‌زداید. و سلام بر شما ملّت بزرگ، وفادار، آگاه و مسئولیت‌پذیر که خطاب لطیف الهی را به‌درستی می‌شناسید و می‌نیوشید و پاسخ می‌گویید. حضور پرمضمون امروز شما در تشییع این دردانه‌های به‌میهن‌بازگشته یکی از به‌یادماندنی‌ترین حوادث انقلاب است. رحمت خدا بر شما.
و سپاس بی‌حد از خدای مالک دلها و سلام بی‌پایان بر حضرت بقیهالله روحی‌فداه که صاحب این ثروت عظیم است.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته
سیّد علی خامنه‌ای
۲۶ خرداد ۱۳۹۴

 

شیخ “نمر باقر النمر” کیست؟

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴ | توسط خدادادنژاد | دسته سیاسی

کمتر کسی را می‌توان در عربستان یافت که شیخ نمر باقر النمر را نشناسد، همه زبان گزنده او علیه آل سعود و مبارزات وی علیه رژیم سعودی را می‌شناسند.

به گزارش فارس، شیخ “نمر باقر النمر” ‌روحانی شیعی برجسته عربستانی، در سال ۱۳۷۹ هجری قمری مصادف با ۱۹۶۸ میلادی، در شهر “العوامیه” در استان القطیف در شرق عربستان در خانواده‌‌ای اهل علم و دین به دنیا آمد که از آن علمایی چون “آیت‌الله شیخ محمد بن ناصر آل نمر” (قدس سره) و خطبای حسینی چون جدش حاج “علی بن ناصر آل نمر” سر بر آورده بودند.

تحصیلات مقدماتی و هجرت برای تحصیل علوم دینی

تحصیلات مقدماتی خود را در همان شهر العوامیه به پایان رساند و در سال ۱۴۰۰ هجری قمری مصادف با ۱۹۸۹ میلادی، برای آشنایی نزدیک‌تر با انقلاب اسلامی ایران و تحصیلات حوزوی ابتدا به ایران مهاجرت کرد تا در تهران در حوزه علمیه حضرت قائم(عج) حضور پیدا کند که در همان سال توسط آیت‌الله سید محمدتقی مدرسی در تهران تأسیس شده بود.

شیخ نمر پس از ۱۰ سال تحصیل در حوزه علمیه حضرت قائم(عج)، عازم سوریه شد و در حوزه علمیه حضرت زینب(ع) برای ادامه تحصیلات حوزوی و علوم دینی نام نوشت و در حضور اساتید این حوزه به تحصیل پرداخت.

وی دوره کتاب‌های اصولی از جمله “اصول” المظفر، “رسائل” شیخ انصاری و “کفایه” آخوند خراسانی را گذراند و در علم فقه نیز “اللمعه الدمشقیه” نوشته شهید اول، “جامع المدارک” خوانساری، “مکاسب” شیخ انصاری و “مستمسک العروه الوثقى” سید حکیم و دیگر کتاب‌های فقهی را مطالعه کرد.

شیخ نمر در طول مدت تحصیل علوم حوزوی خود در تهران و سوریه در محضر اساتید مختلفی حضور یافت، از جمله:

– بحث خارج نزد آیت الله سید محمدتقی مدرسی در تهران

– بحث خارج نزد آیت الله سید عباس مدرسی در سوریه

– بحث خارج نزد آیت الله خاقانی در سوریه

– دروس عالیه نزد علامه شیخ صاحب الصادق در تهران

– درس “لمعه” نزد علامه شیخ وحید افغانی

همچنین اخلاق را نزد آیت‌الله شیرازی در شهر مقدس قم فراگرفت و به این ترتیب به درجات بسیار بالایی در اجتهاد دست یافت و اجازه تدریس در مراکز علوم دینی و مذهبی را پیدا کرد.

وی اکنون از جمله معروف‌ترین و شایسته‌ترین مدرسان علوم مذهبی و دینی در حوزه‌های علمیه به شمار می‌آید که حتی در حوزه‌های علمیه ایران و سوریه به تدریس کتاب‌هایی همچون کتاب “اللمعه الدمشقیه” و کتاب “جامع المدارک” و “مستمسک عروه الوثقى” و “الحلقات” شهید سید محمدباقر صدر پرداخته است.

شیخ نمر سال‌ها اداره حوزه علمیه حضرت قائم(عج) در تهران و سوریه را برعهده داشت و تلاش بسیاری برای توسعه و پیشرفت این مراکز انجام داد.

پس از بازگشت به عربستان مرکز مذهبی “الإمام القائم(عج)” را نیز در العوامیه تأسیس کرد که در واقع سنگ‌بنای “مرکز اسلامی” در سال ۱۴۲۲ هجری قمری مصادف با ۲۰۱۱ میلادی بود.

 

خصوصیات اخلاقی آیت‌الله

از جمله خصوصیات اخلاقی وی را باید بلندمنشی و وسواس او در مراعات و حفظ اصول و مبادی و ارزش‌های دینی ملاحظه کرد که بازتاب آن به‌خوبی در خط مشی فکری و جهادی‌اش آشکار است.

همچنین شیخ، از دیدی باز و آگاه نسبت به حوادث جاری پیرامون خود چه در عربستان و چه در منطقه برخوردار است و همین موجب شده تا دارای دید تحلیلی دقیقی از جریان امور در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی باشد که یکی از دلایل آن بنا به گفته وی ارتباط عمیق وی با قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام است که همواره روشنگر راه وی در زندگی بوده‌اند.

فعالیت‌های سیاسی و بازداشت‌ها توسط رژیم سعودی

رژیم عربستان سعودی در حالی شیخ نمر باقر النمر را در هفته جاری بازداشت کرد که پیش از این نیز دو بار و طی سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۸ میلادی، شیخ را بازداشت کرده بود.

نخستین بازداشت شیخ نمر به می ۲۰۰۶ میلادی بازمی‌گردد، هنگامی که شیخ به محض بازگشت از سفر کوتاه‌مدتش به بحرین و بازگشت به عربستان، به دلیل مشارکت در همایشی بین‌المللی قرآن کریم از سوی نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد.

اتهام شیخ این بود که در این همایش، در عریضه‌‌ای، از رژیم سعودی خواسته بود به “قبرستان بقیع” رسیدگی کرده، مذهب “تشییع” را به رسمیت شناخته و شیوه‌‌های آموزشی و درسی کنونی حاکم بر عربستان را تغییر داده یا لغو کند؛ همین.

اما بازداشت مجدد شیخ نمر، به ۲۳ آگوست ۲۰۰۸ میلادی بازمی‌‌گردد که در شهر “القطیف” به دست نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد. این بار اتهام شیخ برای بازداشت بنابر ادعای رژیم سعودی درخواست از شیعیان مناطق شرقی عربستان برای آماده‌شدن به منظور دفاع از خود و جامعه خویش بود که رژیم ادعا می‌‌کرد، این سخنان نمر به معنی تحریک شیعیان عربستانی برای جدایی از حکومت مرکزی بود.

رژیم سعودی از بیم قیام مردمی و خشم و غضب شیعیان مناطق شرقی عربستان شیخ نمر را ۲۴ ساعت پس از بازداشت آزاد کرد.

این روحانی برجسته عربستانی یک بار دیگر در مارس ۲۰۰۹ میلادی در معرض بازداشت قرار گرفت.

دیدگاه‌های نمر در قبال آل‌سعود

شیخ نمر همواره در خطابه‌‌هایش رژیم سعودی را به اعمال “سیاست‌‌های تبعیض‌آمیز طایفه‌ای سازمان‌یافته و منظم به‌ویژه در مناطق شرقی عربستان و به‌خصوص در دو منطقه “الاحساء” و “القطیف” متهم می‌کرد که حدود یک قرن است، بر این مناطق حاکمیت دارد.

وی همواره و بارها تأکید داشته که از گفتن کلام حق، بیم و واهمه‌ای ندارد حتی اگر در این راه بازداشت شده، وارد زندان شود و تحت شدیدترین شکنجه‌ها و آزارها و اذیت ها تا سرحد شهادت قرار گیرد.

شیخ نمر توهین به کرامت شهروندان عربستانی به‌ویژه شهروندان شیعی عربستان که از دید رژیم سعودی شهروندان درجه دو این کشور به شمار می‌آیند و فاقد هرگونه حق و حقوق شهروندی هستند، رد و تأکید می‌کند که از کرامت و حقوق شهروندان شیعی عربستانی حمایت خواهد کرد.

وی بارها در این ارتباط تأکید کرده است که در خط اول رویارویی با ظلم و جور رژیم سعودی قرار می‌گیرد چون اعتقاد دارد بدون مبارزه و تلاش نمی‌‌توان به حقوق مورد نظر خود دست یافت و عدالتی در کشور برقرار نخواهد شد و شهروندان نمی‌توانند آزاد زندگی کنند.

شیخ نمر در این‌باره در سخنان خود با استناد به خطبه “جهاد” امیرالمؤمنین علی(ع) تأکید دارد که به عدالت جز از طریق جهاد دست نخواهیم یافت و حق جز با از خود گذشتگی و جهاد و شجاعت به دست نخواهد آمد.

وی در خطبه‌های نماز جمعه خود نیز بارها گفته است که شیعیان عربستان، دیگر در برابر توهین‌ها و تعدی‌ها و تجاوزات آل‌سعود سکوت نخواهند کرد و در این باره خطاب به آل‌سعود گفت که “ما ساکت نمی‌مانیم که هر آنچه بخواهید بر سر ما بیاورید؛ هر آنچه بخواهید انجام دهید و کرامت و شخصیت ما را که با ارزش ترین چیز در زندگی ماست، زیر پا بگذارید”.

شیخ نمر همچنین از مطبوعات و رسانه‌های سعودی به دلیل وابستگی و تبعیت آنها از رژیم سعودی و تبدیل‌شدن آنها به بوق تبلیغاتی آل‌سعود به‌شدت انتقاد می‌کند.

وی تصریح می‌کند که مفتی‌های وهابی، ساخته و پرداخته آل‌سعود هستند. به گفته شیخ نمر، آل سعود به مفتی‌های وهابی پول می‌دهند تا با دامن‌زدن به اختلافات طایفه‌ای و مذهبی و ایجاد اختلاف بین شیعیان و اهل سنت، آنها را به خود مشغول کنند و با ایجاد تفرقه مذهبی و طایفه‌ای و قبیله‌ای به حاکمیت خود بر عربستان و غارت و چپاول ثروت‌های آن ادامه دهند.

شیخ نمر النمر در یکی از خطبه‌هایش به خاطر مواضع و دیدگاه‌های تندش در قبال رژیم سعودی گفت که “می‌دانم فردا برای بازداشت من به سراغ خواهید آمد. خوش می‌آیید! این منطق و راه و روش شماست: “بازداشت” و “شکنجه” و “کشتار”؛ ما از قتل و کشتار نمی‌هراسیم. ما از هیچ چیز نمی‌ترسیم.”

وی در قبال سرکوبگری های رژیم سعودی و مخالفت این رژیم با برگزاری تظاهرات‌ مسالمت‌آمیز و تجمع‌های اعتراض‌آمیز تأکید می‌کرد که “همواره به دنبال راه‌های دیگری برای ادامه اعتراضات خود و احقاق حقوق‌مان خواهیم بود و تظاهرات، یکی از این راهکارهاست”.

این روحانی عربستانی را باید از جمله دشمنان سرسخت “نایف بن عبدالعزیز” ولی‌عهد سابق رژیم سعودی برشمرد. شیخ نمر، همواره انتقادات شدیدی را به وی وارد می‌کرد.

وی در یکی از خطابه‌هایش شاهزاده نایف بن عبدالعزیز را به علت شدت خشونت و قساوت و ظلمش علیه مردم عربستان به طور اعم و شیعیان به طور اخص، طاغوت و ستمگری خواند که در قبرش شکنجه خواهد شد و آتش او را خواهد سوزاند و کرم‌ها او را خواهند خورد. او در همین خطبه تأکید کرد که از مرگ نایف خوشحال خواهد شد.

وی همواره در خطبه‌های نمازجمعه و خطابه هایش نه تنها از آل سعود انتقاد می‌کند بلکه از منتقدان سرسخت برخی از رژیم‌های عربی حوزه خلیج فارس از جمله آل خلیفه است.

دولت مصرف کالای خارجی را بر خود حرام کند!

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴ | توسط خدادادنژاد | دسته دولت امید!, مقام معظم رهبری

رهبر انقلاب: دولت تصمیم بگیرد در هیچ‌یک از چیزهایی که مصرف میکند، از قلم و کاغذ روی میز گرفته تا ساختمان‌سازی تا بقیّه‌ی چیزها، هرآنچه در داخل قابل تولید است، خودش را از خارج ممنوع کند، بر خودش حرام کند.

معرفی کتاب آن بیست و سه نفر

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ | توسط خدادادنژاد | دسته معرفی کتاب, مقام معظم رهبری

نویسنده: آقای احمد یوسف‌زاده
ناشر: سوره مهر
موضوع کتاب: تاریخ
موضوع کتاب: ادبیات
نوبت چاپ: دوم
تاریخ چاپ: ۱۳۹۳
شمارگان: ۲۵۰۰
تعداد صفحه: ۴۰۸
شابک: ۹۷۸-۶۰۰-۱۷۵-۵۸۴-۲

این کتاب مورد توصیه مقام معظم رهبری است و تقریظ (دستنوشت) ایشان بر این کتاب اینچنین است:

در روزهای پایانی ۹۳ و آغازین ۹۴ با شیرینی این نوشته‌ی شیوا و جذاب و هنرمندانه، شیرین‌کام شدم و لحظه‌ها را با این مردان کم سال و پرهمت گذراندم. به این نویسنده‌ی خوش ذوق و به آن بیست و سه نفر و به دست قدرت و حکمتی که همه‌ی این زیبائیها، پرداخته‌ی سرپنجه‌ی معجزه‌گر اوست درود میفرستم و جبهه‌ی سپاس بر خاک میسایم.
یک بار دیگر کرمان را از دریچه‌ی این کتاب، آنچنان که از دیرباز دیده و شناخته‌ام، دیدم و منشور هفت رنگ زیبا و درخشان آن را تحسین کردم.
۹۴/۱/۵

نیمه‌ پنهان فتح خرمشهر

همه‌ی ماجرای «حماسه‌ی خرمشهر»، آن چیزی نیست که تا به حال شنیده‌ایم. در بطن و متن این ماجرا، وقایع و رخدادهای زیادی مغفول مانده که کمتر به آن‌ها پرداخته شده است. درست در همان روز جمعه‌ی شروع عملیات، یک گردان از لشکر ۴۱ثارالله به فرماندهی «قاسم سلیمانی» در محاصره‌ی دشمن گرفتار شدند و نه راه پیش‌روی داشتند و نه عقب‌نشینی.
در اولین ساعات صبح روز جمعه دهم اردیبهشت ماه ۱۳۶۱، رزمندگان ایرانی پس از دو سه عملیات پیروزمندانه و غرورآفرین، عملیات دیگری را با نام «بیت‌المقدس» آغاز ‌کردند. عملیاتی که پس از بیست‌و‌سه روزِ پر از حادثه و التهاب، بالاخره به ثمر نشست و با خبر خوش «خرمشهر آزاد شد» کام مردم را شیرین ‌کرد.

اما همه‌ی ماجرای «حماسه‌ی خرمشهر»، آن چیزی نیست که تا به حال شنیده‌ایم. در بطن و متن این ماجرا، وقایع و رخدادهای زیادی مغفول مانده که کمتر به آن‌ها پرداخته شده است. درست در همان روز جمعه‌ی شروع عملیات، یک گردان از لشکر ۴۱ثارالله به فرماندهی «قاسم سلیمانی» در محاصره‌ی دشمن گرفتار شدند و نه راه پیش‌روی داشتند و نه عقب‌نشینی. ارتش عراق هم از فرصت استفاده کرد و حملات خود را بر روی این محور افزایش داد. در نتیجه تعدادی از نیروهای ایرانی توسط ارتش عراق به اسارت در آمدند.

از نیروهایی که اسیر شدند، ۲۳ نفر کسانی بودند که سن و سال کمتری داشتند و به اصطلاح ما، هنوز پشت لبشان سبز نشده بود؛ نوجوان‌هایی که پانزده تا هفده سال بیشتر نداشتند. بی‌شک ماجرای اسارت این ۲۳ نفر آن‌قدر مهم و شنیدنی هست که «مرتضی سرهنگی» آن را جزو ده واقعه‌ی مهم دوران دفاع مقدس قلمداد ‌کرده است.

حالا بعد از گذشت بیش از سی سال از آن ماجرا، خاطرات آن روزها منتشر شده است. کتاب «آن بیست و سه نفر» نوشته‌ی احمد یوسف‌زاده روایت هشت ماه از اسارت نه‌ساله‌ی یکی از همین ۲۳ نفر است که رهبر انقلاب هم در نخستین روزهای سال ۹۴، آن را خوانده و بر آن تقریظی هم نوشته‌اند.

کتاب آن بیست و سه نفر اما به‌جز روایت ماجرای اسارت نوجوانان کرمانی، پرده از فراتر بودن جنگ به آنچه در جبهه‌ها اتفاق می‌افتد نیز برمی‌دارد. یوسف‌زاده وقتی از مهر مادرش می‌نویسد که دل کندن از کوچکترین فرزند برایش دشوار است، وقتی از مادر «اکبر دانشی» می‌نویسد که به واسطه‌ی برادرش به او پیغام داده که بعد از مرگ پدر، تو تنها نان‌آور خانه‌ای و دلخوشی خانواده‌ی شش نفره به توست و ما را به که می‌سپاری، و ده‌ها اتفاق دیگر از این دست، آن‌ها را به‌خوبی به تصویر ‌کشیده و مخاطب، خیلی خوب می‌فهمد که جنگ صرفا «خط مقدم» نیست و تا عمق شهرها و روستاها نیز امتداد پیدا می‌کند.

داستان آن بیست و سه نفر با روایت حال و هوای مردم عراق که برای اسرای ایرانی در حرم حضرت موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام آرزوی سلامتی دارند و مردم تهران که در مهدیه و بعد از دعای کمیل برای آزادی اسرا دعا می‌کنند، دلها و عواطف انسان‌ها و خانواده‌ها را نیز در کنار ماجرای جبهه‌ها به تصویر کشیده است. در بخشی از کتاب میخوانیم:

«شب جمعه بود. صالح تا نیمه‌شب زیر پتو ماند و به اخبار و برنامه‌های رادیوی ایران گوش داد. حیاط زندان خلوت شده بود. به‌جز نگهبان ورودی همه خواب بودند. از زندان کناری هم هیچ صدایی نمی‌آمد. ما همچنان بیدار مانده بودیم که صالح از زیر پتو بیرون بیاید و بگوید از رادیو چه شنیده است. سرانجام صالح گوشه‌ی پتو را بالا زد. وقتی مطمئن شد نگهبان‌های عراقی خوابند، از ما خواست بی‌سروصدا فقط کمی به او نزدیک بشویم. شدیم. صالح، صدای رادیو را اندکی بیشتر کرد. می‌خواست ما هم بشنویم آنچه خودش داشت می‌شنید. صدای حزینی از رادیو شنیده می‌شد. پخش مستقیم دعای کمیل بود از مهدیه‌ی تهران. دعاخوان که رسیده بود به آخرین فراز دعای کمیل، شروع کرد به دعا کردن تا رسید به اینجا که «خدایا به‌حق زندانی بغداد، امام موسی کاظم، الساعه وسیله‌ی استخلاص همه‌ی زندانیان اسلام را، مخصوصا آن عزیزانی که در زندان‌های بغدادند فراهم بفرما!» مردم در مهدیه‌ی تهران آمین گفتند و در زندان بغداد اشک در چشمان ما حلقه زد…»

یکی از اتفاقات منحصربه‌فرد در ماجرای «آن بیست و سه نفر» ماجرای دیدار با صدام و سوءاستفاده‌ی تبلیغاتی از آن‌هاست. صدام با دیدن فیلم نوجوانان ایرانی اسیرشده، تصمیم می‌گیرد تا شکستی را که در صحنه‌ی نبرد در حال شکل‌گیری برای ارتش اوست، با یک ضربه‌ی تبلیغاتی به جبهه‌ی مقابل جبران کند و اینگونه وانمود کند که جمهوری اسلامی کودکان را به زور به میدان جنگ می‌آورد. به همین منظور دیداری را با آنان تدارک می‌بیند:

«با تندی از ما خواستند بلند شویم و بایستیم. ایستادیم، بی آنکه بدانیم برای چه می‌ایستیم. از پشت سر صدای پا کوبیدن نظامیان بلند شد و عکاس‌ها به‌سمت صداها هجوم بردند. از فاصله‌ی دور دیدیم مردی با لباس نظامی، دست دخترکی سفیدپوش را گرفته و دارد به‌سمت ما می‌آید… مرد به ما نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد. حالا او را کاملا می‌دیدیم که لبخند می‌زد و به‌سمت صندلی شاهانه می‌رفت. او صدام حسین بود؛ رئیس جمهور عراق. دنیا انگار روی سرمان خراب شد. ما در قصر صدام بودیم. مردی که شهرهایمان را موشک‌باران و به خاکمان تجاوز کرده بود. او جوانان وطنمان را کشته بود و در آن لحظه چشم در چشم ما در فاصله‌ی چندمتری‌مان داشت لبخند می‌زد و ما هیچ کاری نمی‌توانستیم بکنیم؛ جز اینکه مثل همیشه گره در ابروان بیندازیم، که یعنی ما از حضور در کاخ رئیس جمهور عراق شادمان نیستیم.»

اما بی‌شک یکی از نقاط قوت این کتاب، قلم روان و ساده و در عین حال جذاب و توصیف‌گر نویسنده است. یوسف‌زاده به‌خوبی و باحوصله حالات انسانی و فضای وقوع رویدادها را ترسیم کرده و مخاطب را با خود به زندان‌های مخوف عراق ‌برده است. علاوه بر این ارجاع‌های به گذشته (فلاش‌بک) که نویسنده از دوران اسارت به دوران زندگی در روستای خود زده، به ترسیم فضای بهتر حالات روحی اسرا برای خواننده‌ی کتاب کمک کرده است.

کتاب «آن بیست و سه نفر» در چهار فصل اصلی تنظیم شده است و در هر یک، رویدادهای یکی از فصل‌های سال ۶۱ شمسی در دوران اسارت تشریح شده اند. تنظیم مناسب کتاب، علاوه بر قلم شیوای نویسنده، به مطالعه‌ی آسان و روان کتاب کمک می‌کند.

مستند آن ۲۳ نفر

کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست!

۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ | توسط خدادادنژاد | دسته دولت امید!, مقام معظم رهبری

جملات ناب دیدار امروز حضرت آقا به نظر بنده اینهاست:
۱٫ کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست، در داخل کشور است و همه باید مسئولیت‌های متفاوت خود را در تقویت تولید داخلی به عنوان «تنها راه علاج مشکلات اقتصادی»، انجام دهند.
۲٫ با «دزد دزد» گفتن، دزد از سرقت دست بر نمی‌دارد باید جلوی او را گرفت.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: مسئولان کشور، روزنامه نیستند که مدام راجع به فساد حرف بزنند آنها باید وارد عمل شوند و جلوی فساد را به معنای واقعی کلمه بگیرند.
۳٫ در دولت اصرار و پافشاری کنید که مصارف دستگاه‌های دولتی، مطلقاً داخلی باشد و دولت هرگونه مصرف کالاهای ریز و درشت خارجی را در صورت وجود مشابه داخلی، بر خود حرام بداند.

یک قطعه فیلم از این دیدار:
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/29559/13940209_3951.3gp